عبدالله مستوفى
551
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
است ، در صورتى كه وحدت خريدار و فروشنده ، در طرز كمونيسم مستلزم دلخواه يك طرف ، و اجبار طرف ديگر ، و بالنتيجه موجب خسارت طرف غيركمونيست خواهد شد . و بستن قراردادى ، كه از اين خسارت جلوگيرى كند ، و با قوانين و نظامات داخلى طرفين پيمان سازگار باشد ، كار آسانى نبوده و مستلزم مذاكرهء زيادترى مىباشد . يك موضوع اختلاف ديگر هم ، راجع به ترانزيت بود . مادهء 15 از مواديكه از تهران بمسكو ، بوسيلهء منشور الملك به مشاور الممالك ابلاغ و برطبق آن اجازهء بستن پيمان داده شده است ، بطور ساده ميگويد : « طرفين حق ترانزيت در خاك يكديگر خواهند داشت . » چنان كه پيداست ، طرز عمل ترانزيت ، در اين ماده ، صريح بوده و شامل ترانزيت صادر و وارد هردو طرف مىباشد و راه هرگونه ابهام و تعبيرى در آن مسدود است . ولى بالشويكها ، بسنت سنيهء كمونيسم ، كه در ضمن عقد پيمان هم ، نمىخواستند دست از بيانات تبليغاتى خود بردارند ، مقدمهاى بر هر ماده افزوده ، و در شمارهء مواد هم پس و پيشى قائل شدند . مشاور الممالك هم ، چون در اصل مقصود تفاوتى حاصل نمىكرد ، رضا داده در پيمانى كه طرفين آن را امضاء كردند ، شمارهء مادهء راجع بترانزيت ، 20 و به اين عبارت تبديل شده است : « طرفين معظمتين متعاهدتين متقابلا بهم حق ترانزيت مىدهند ، كه از طريق ايران ، يا طريق روسيه ، بممالك ثالثى مال التجاره حمل نمايند . ضمنا بر مال التجارهء حمل شده ، عوارض ، بيش از آنچه از مال التجارهء دول كاملة الوداد ، غير از ممالك متحدهء با جمهورى اتحاد شوروى روسيه ، اخذ مىشود ، نبايد تعلق گيرد . » چه شده است ، كه مشاور الممالك متوجه نشده ، و آن مادهء صاف و روشن بىسوسه ، به اين عبارت تبديل يافته است ؟ معلوم نيست . در هرحال ، تعبير و تفسير اين ماده هم ، كه ظاهرا ترانزيت را بصادرات منحصر مىكند ؛ مزيد بر اشكالات اساسى گشته و در اين سه سال ، اوقات نمايندگان طرفين صرف چگونگى مواد پيمان تجارتى ميگشت ، و چند بار به بنبستهائى رسيده بودند ، كه ناگزير ، مذاكرات را قطع كرده بود . حتى دولت ايران ، جناب آقاى تقىزاده سفير كبير امروزى دولت شاهنشاهى در دربار انگلستان را ، براى بستن مواد پيمان تجارتى ، بمسكو فرستاد ، و براى مطالعهء مواد پيمان ، و دريافت تلگرافات آقاى تقىزاده ، و ارسال جواب ، كميسيونى در وزارت خارجه تشكيل شد ، كه منهم از طرف شوراى عالى تجارت ، عضويت آن را داشتم . چندين ماه وقت صرف مطالعهء پيشنهادهاى شوروىها ، و تنظيم پيشنهادهاى متقابل شد ، و بالاخره بواسطهء برخورد با يكى از اين بنبستها ، نتيجهاى حاصل نشده و مذاكره مقطوع گرديد ، و آقاى تقىزاده ، بدون گرفتن نتيجه مسكو را ترك گفت . شورويها ميخواستند ، دولت ايران را خسته كنند ، كه در پيمان تجارتى خود را برحم و مروت آنها واگذاشته ، و آنها هم ، چون خريدار و فروشنده واحد ميشوند ، هر معاملهاى كه دلشان بخواهد ، در دادوستد با تجار ايران معمول دارند . بنبستها هم هميشه ، راجع به